آیینه ی دیدار، تو، سرّ شکوه هر غزل مضمون بی تکرار تو، من از که گویم غیر تو در هر چه می بینم تویی، در عین بی تکراریت هر بار تو، هر بار تو بخت است و کار عاشقی، هر بار دارد قرعه ای بر دف بکوبید این زمان، این بار من این بار تو گاهی چو مهر مادری، با جان خود می پروری گاهی چنان قهر پدر، از هیبتی سرشار تو گاهی به نام میهنم، خو کرده با جان و تنم سبز و سپید و سرخ تو، زیباترین دلدار تو ای ذکر تسبیح ملک، در حلقه زنّار من کفرم تویی دینم تویی، تسبیح تو زنّار تو ای نغمه های گونه گون، از عشق غم شادی جنون هم دف تویی هم نای تو، هم چنگ تو هم تار تو ای لحظه ناب ازل، آیینه دیدار تو سرّ شکوه هر غزل، مضمون بی تکرار تو شیرین ترین رویای من، لیلا ترین خواب منی ای با خیال دیدنت، من خفته و بیدار تو

گلوبند ایران
علیرضا قربانی

سووشون
علیرضا قربانی

تاسیان
علیرضا قربانی

پرواز قوها
علیرضا قربانی

شیدا
علیرضا قربانی

۱۱ ماه و ۲۹ روز و چند هزار ساعت
علیرضا قربانی

هم قفس
علیرضا قربانی

مست عشق
علیرضا قربانی

در زلف تو آویزم
علیرضا قربانی، حسام ناصری

مرا ببخش
علیرضا قربانی

چرا چرا
علیرضا قربانی، عالیم قاسم اف

پریشانی
علیرضا قربانی

پریزاد
علیرضا قربانی

روزهای بی قرار
علیرضا قربانی

بی گناه
علیرضا قربانی

در آن چشم ها
علیرضا قربانی

درخت گردو
علیرضا قربانی

ربابی
علیرضا قربانی، عالیم قاسم اف

خیال خوش
علیرضا قربانی

شروع ناگهان
علیرضا قربانی

عاشقانه نیست
علیرضا قربانی

الله مزار
علیرضا قربانی

نیست شو
علیرضا قربانی

لیلا
علیرضا قربانی

خانه آبی
علیرضا قربانی

چهارراه استانبول
علیرضا قربانی

عقیق
علیرضا قربانی

فروغ
علیرضا قربانی

بی تابی
علیرضا قربانی

تنهایی لیلا
علیرضا قربانی