بخت باز آید از آن دَر که یکی چون تو درآید روی زیبای تو دیدن درِ دولت بگشاید صبرِ بسیار بباید پدرِ پیر فلک را تا دگر مادرِ گیتی چو تو فرزند بزاید این ظرافت که تو داری همه دلها بفریبی وین لطافت که تو داری همه غمها بزداید چشم عاشق نتوان دوخت ، که معشوق نبیند نای بلبل نتوان بست که بر گُل نسراید نیشکر با همه شیرینی اگر لب بگشایی پیشِ نُطقِ شکرینت ، چو نِی انگشت بخاید* گر مرا هیچ نباشد ؛ نه به دنیا نه به عقبیٰ چون تو دارم همه دارم ؛ دگرم هیچ نباید #بحرطویل_اول : مژده ای دل که کنون وقت وصال است و غمت رو به زوال است به عشاق بگویید رهِ وصل بپویید که چارُم* مَه از آن چهاردهِ ما که عالم همه مجنونِ رُخش در طلبش نعره زنانند و به دَف رقص کنانند و به دل خوف و رجا از کَرَمِ ساقی ما طَرد شده درد و ز شوقِ قدمش سرو روان است و چنین است و چنان است و قرارِ دو جهان است و سپاهی ز غلامان به رَهَش جامه دریدند و دل از خویش بُریدند و به معشوق رسیدند و همین مَشغله.ی ماست که از عشق بمیریم و جز او یار نگیریم با همه خلق نمودم خمِ ابرو که تو داری ماهِ نو هر که ببیند به همه کس بنماید دل به سختی بنهادم ، پس از آن دل به تو دادم آنکه از دوست تحمل نکند عهد نپاید گر حلال است که خون همه عالم تو بریزی آنکه روی از همه عالم به تو آورد نشاید چشمِ عاشق نتوان دوخت که معشوق نبیند نایِ بلبل نتوان بست که بر گُل نسراید #غزل_دوم : هرکه دلارام دید ؛ از دلش آرام رفت باز نیابد خلاص هر که در این دام رفت یادِ تو میرفت و ما ، عاشق و بیدل شدیم پرده برانداختی ؛ کار به اتمام رفت مَه ننماید به روز ، چیست که در خانه تافت سرو نروید به بام ، کیست که بر بام رفت که به همه عُمر خویش ، با تو برآرم دمی حاصل عُمر آن دَمَ است ، باقیِ ایام رفت #بحرطویل_دوم : دل و دینم به فدای قد و بالای نگاری که همی بنده نواز است و حقیقت ، نه مجاز است چه بگویم که چنین قصه دراز است جهانی به دَرَش غرق نیاز است نماز است جواز است به دلم سوز و گداز است منم آن ، منم آن منم آن ریزهخورِ خوانِ کریمش که به کس کار ندارم بجز آن یار ندارم ثمنی* غیرِ دلم بر سرِ بازار ندارم من نالایقِ ناقابلِ نالان چه کنم با همه درماندگی و دوری و شرمندگی و بندگی و بیثمری پیش همان شَه که کریم است و رحیم است و همان یارِ قدیم است جهانگیرِ جهاندار و به دل دلبر و دلدار و وفادار و هوادار و به دین سرور و سردار و کس و کار و به دل یار و جهانی به کَرمهاش بدهکار و چه میشد دل غمدیدهی من را بشود باز خریدار ...

تو بگو ایران
حامد زمانی

ولوله
حامد زمانی

ریل
حامد زمانی

شمشیر
حامد زمانی

زبون مادری
حامد زمانی

آزادی
حامد زمانی

فرمانده السلام
حامد زمانی

خادم الحسین
حامد زمانی

رفیقم حسین
حامد زمانی، عبدالرضا هلالی

سپر
حامد زمانی

7 تیر
حامد زمانی

جوون
حامد زمانی

یی بی بی حرم
حامد زمانی، عبدالرضا هلالی

زنگ هنر
حامد زمانی

جهاد
حامد زمانی

بگو نه
حامد زمانی

لشگر فرشتگان
حامد زمانی

ما می رویم
حامد زمانی

آخرین قدم
حامد زمانی

مناجات
حامد زمانی

خسته راه
حامد زمانی

و تازه اول عشق است
حامد زمانی

ماه عسل - تیتراژ پایانی 91
حامد زمانی

دیروز امروز فردا
حامد زمانی