چله به چله عشق را از غم به شادی می بریم. حق خود از لبخند را ، با اشک با خون می خریم. هرجا سکوت کوچه ها ، از ترس سنگین تر شود. یک آه هم گل میکند تا شهر رنگین تر شود. پروانه پشت پیله اش حس کرد راهی هست و رفت. شاید به راه بسته هم باید امیدی بست و رفت. شب از درون می پوسد و با یک تلنگر می رود. دستان ما در بند هم دور از تصور می رود. حتی عبور از عشق هم رو به رهایی سخت نیست. بی ذوق آزادی کسی با عشق هم خوشبخت نیست. ققنوس بر می خیزد و ما را تماشا می کند.

گر تو نیایی
سالار عقیلی

پناه
سالار عقیلی

آن سوی شیدایی
سالار عقیلی

پاییز
سالار عقیلی

تب دیوانگی
سالار عقیلی

نفس
سالار عقیلی

خشکسالی
سالار عقیلی

کوی عشق
سالار عقیلی

چی میکشم
سالار عقیلی

آتش عشق
سالار عقیلی

رفتی سفر
سالار عقیلی

خیابانهای دلتنگی
سالار عقیلی

چه روزایی
سالار عقیلی

نازنین
سالار عقیلی، مصطفی جلالی پور

دلبر جان
سالار عقیلی

چراغ
سالار عقیلی

دعوت
سالار عقیلی

نوروز عشق
سالار عقیلی

عشق بازیچه تماشا
سالار عقیلی

سفیر عشق
سالار عقیلی

سیاه و سفید
سالار عقیلی

هوای تو
سالار عقیلی

زلف را شانه مزن
سالار عقیلی

این که دلتنگ توام
سالار عقیلی

دلبسته شدم
سالار عقیلی

همدم
سالار عقیلی

مادر
سالار عقیلی

ریشه در خاک
سالار عقیلی

میترسم
سالار عقیلی

نگار
سالار عقیلی