تمامِ گفتنی هایم بماند به یادت در دلِ من غم بماند من آن تنهایی و شب های یلدا بماند تو منِ تنها ، بماند گُمانم کارِ ما میلنگد اینجا که گاوِ نر نمیدوشند ، بماند و فریادِ نگاهم آنچنان بود که لب ها بسته میمانند ، بمانند الهی قِصه ی دعوت بماند من و بیراهه ظرفیت بماند من و یادِ تو ، من و یادِ تو … من آنم که پَر طاووس میخواست ولی خب جورِ هندوستان بماند و یک دیگی به آن دیگر سیاهی ولی غافل که هردوشان بمانند نمیشد گنج میسر رنج میخواست چطور بی رنج میسر بود ، بماند کمک کن خالقِ شعرم کمک کن نیفتد از قلم چیزی ، بماند گرفت از خود دلم تنگ است ، ندانم ولی تو خوب میدانی بماند مرا جرمی به سویت میکشاند چرا قاضی مرا محکوم ؟ بماند من و یادِ تو ، من و یادِ تو من و یادِ تو ، من و یادِ تو …

نی مثت
معین زد

گذشته آب از سر من
معین زد

تو قول دادیا
معین زد

پایم باش
معین زد

کف تهرون
معین زد

سرگردونم
معین زد

دوباره باز
معین زد

مال من باش
معین زد

تن صدات
معین زد

دنبال خودم میگردم
معین زد

پدر خوانده
معین زد

چه حیف
معین زد

زده به سرم هوای تو - رمیکس
معین زد

زده به سرم هوای تو
معین زد

دیوانه ام آری
معین زد

شاید دلت تنگ شد توام
معین زد

سر صبح
معین زد

طعنه
معین زد

هیچ
معین زد

پرسه
معین زد

دلم برات تنگ میشه
معین زد

حست دروغه
معین زد

من عاشقتم هنوزم
معین زد

جاده هراز
معین زد

روزای رفته
معین زد

همدست
معین زد

نعره ی چاه
معین زد

پیر میشم
معین زد

زمانه
معین زد

درد عشق
معین زد