سرگشته ی محضیم و در این وادی حیرت عاقلتر از آنیم که دیوانه نباشیم تویی به جای همه ، هیچکس ولی به جای تو نیس تو خود تمام منی اما من تمام تو نیس دیوانه ام آری، شبهای بیداری یاد تو میوفتم ، اما تو بیزاری از من بیزاری هم حسیست ، باعث خوشحالیست اینکه به من داری ، حتی تنفری خالی دیوانهام آری دیوانهام آری دیوانه دوست دارم دیوانه دوست داری؟ (۲) میگن دیوانه چو دیوانه ببیند خوشش آید… یا من یا تو، دیوانه نبودیم ، شاید… نبودی جای منو من جای تو غم خوردم آرامشم بودی رفتی ابرها به هم خوردند رعدی زدو بارید ، چشم چشمهای جاری شیرینترین تلخی ، چقدر زیبا تو میرفتی راه رفتنت زیباست ، ترکم بکن بی رحم تو از برم میری ، منم قربان تو میرم دیوانهام آری دیوانهام آری دیوانه دوست دارم دیوانه دوست داری؟ (۲)

نی مثت
معین زد

گذشته آب از سر من
معین زد

پایم باش
معین زد

کف تهرون
معین زد

مشق امشب
معین زد

دوباره باز
معین زد

مال من باش
معین زد

خوابم نمیبره
معین زد

دنبال خودم میگردم
معین زد

مال منی
معین زد

پدر خوانده
معین زد

چه حیف
معین زد

زده به سرم هوای تو - رمیکس
معین زد

زده به سرم هوای تو
معین زد

روزای رفته - رمیکس
معین زد

سر صبح
معین زد

طعنه
معین زد

هیچ
معین زد

بماند
معین زد

زیبای زشت من
معین زد

دریابم
معین زد

حست دروغه
معین زد

دمتون گرمه
معین زد

من عاشقتم هنوزم
معین زد

همدست
معین زد

نعره ی چاه
معین زد

پیر میشم
معین زد

زمانه
معین زد

ریسمون سیاه
معین زد

درد عشق
معین زد