زیبای زشتِ من ، در آیین خشتِ من در وارونگی نهان ، پنهان گشته عشقِ من هی گفتم برو نمان ، رفتی ماندنِ مرا کج فهمیده بود شعر آواز خواندنِ مرا من خود جاهلم به اینکه چیست خواسته یِ دلم در سردرگُمی مرا حیران کرده ای ولم دارد چین میخورد کم کم پیشانی ام من هی مینویسمت تو هی میخوانی ام آسمون ببارش که ، اسمِ حالِ من عشقه عاشقم نبود توو فال ، اسممو نمینوشت که آسمون ببارش که ، اسمِ حالِ من عشقه عاشقم نبود توو فال ، اسممو نمینوشت که پرت و پلا نوشتنم بلکه این سکوتو بشکنم میخوام صدای خندتو با همه گوشا بشنوم اشاره کن صدا بزن ، درد و دلاتو ساز کن اتاقِ تاریکِ منو ، پنجره هاشو باز کن بزن به بیخیالی و ، سر به سرم بذار باز بگو ولت نمیکنم، پاشنه درو درار باز باز میخوام که جونِ من بشه ، قسمِ حرفِ راستت انقده عاشقم بشی ، که قلبِ دنیا وایسته آسمون ببارش که ، اسمِ حالِ من عشقه عاشقم نبود توو فال ، اسممو نمینوشت که آسمون ببارش که ، اسمِ حالِ من عشقه عاشقم نبود توو فال ، اسممو نمینوشت که آسمون ببارش که ، اسمِ حالِ من عشقه عاشقم نبود توو فال ، اسممو نمینوشت که آسمون ببارش که ، اسمِ حالِ من عشقه عاشقم نبود توو فال ، اسممو نمینوشت که آسمون ببارش که … عاشقم نبود توو فال ، اسممو نمینوشت که

نی مثت
معین زد

گذشته آب از سر من
معین زد

تو قول دادیا
معین زد

پایم باش
معین زد

سرگردونم
معین زد

مشق امشب
معین زد

دوباره باز
معین زد

مال من باش
معین زد

تن صدات
معین زد

خوابم نمیبره
معین زد

دنبال خودم میگردم
معین زد

پدر خوانده
معین زد

زده به سرم هوای تو - رمیکس
معین زد

زده به سرم هوای تو
معین زد

دیوانه ام آری
معین زد

شاید دلت تنگ شد توام
معین زد

دیدی پاییزو
معین زد

طعنه
معین زد

هیچ
معین زد

پرسه
معین زد

بماند
معین زد

دریابم
معین زد

حست دروغه
معین زد

جاده هراز
معین زد

روزای رفته
معین زد

همدست
معین زد

پیر میشم
معین زد

زمانه
معین زد

ریسمون سیاه
معین زد

درد عشق
معین زد