در خودم گم شده بودم تو صدایم کردی عاشقم کردی و کُشتی و رهایم کردی عشق پیش از تو فقط دلهره ای زیبا بود حسه بیداری اگر بود ولی رویا بود در هوایِ تو نفس تنگ شود باکی نیست آسمان گر چه زمینگیر شود خاکی نیست زهر در جام بریزی به عطش مینوشم جامه ای را که به آتش بکشی میپوشم آن که در راه تو رفته ست کجا برگشته عاشقی کرده اگر با تو چرا برگشته چشم تو باده ترین جامِ حلالیست که هست در مقامی که همان حاله محالیست که هست پَر من سوخت کنار تو و پرواز شدم عجز بودم تو مرا کشتی و اعجاز شدم گفتنی نیست فنایی که سر آغاز بقاست دیدنی هست بقایی که سرانجام فناست

زندگی کردن من
سالار عقیلی

گر تو نیایی
سالار عقیلی

آن سوی شیدایی
سالار عقیلی

پاییز
سالار عقیلی

آرام جان
سالار عقیلی، ایرج خواجه امیری

جان من ایران
سالار عقیلی

رویای من
سالار عقیلی

تب دیوانگی
سالار عقیلی

نفس
سالار عقیلی

خشکسالی
سالار عقیلی

رفتی سفر
سالار عقیلی

برای مردمم
سالار عقیلی

چه روزایی
سالار عقیلی

همصدا
سالار عقیلی

کنار من باش
سالار عقیلی

دلبر جان
سالار عقیلی

بی قرار
سالار عقیلی

بغض پنهان
سالار عقیلی

دعوت
سالار عقیلی

نوروز عشق
سالار عقیلی

عشق بازیچه تماشا
سالار عقیلی

نگار بی وفا
سالار عقیلی

ققنوس
سالار عقیلی، پویا سرایی

سپید یا سیاه
سالار عقیلی

سیاه و سفید
سالار عقیلی

همدم
سالار عقیلی

مادر
سالار عقیلی

پریدخت
سالار عقیلی

وارش
سالار عقیلی

میترسم
سالار عقیلی